مؤلف مجهول

51

تاريخ سيستان

بزرگى نبودست ، و اندر وقت ايزد تعالى نظرى كرد سوى زمين ، فرا مليكه گفت : كيست اندرين زمين اندرين روزگار بزرگوارتر نزديك من ؟ و خود بدان دانا ترم . گفتند بار خدايا سيدا نمىبينيم هيچكس كه ترا همى ياد كند اندر زمين مگر يك نور كه آن وديعتست نزديك يكى از ولد اسماعيل عليه السّلم ، جبّار جلّ جلاله گفت گواه باشيد يا مليكه كه من او را ببركات مصطفا صلَّى الله عليه برگزيدم و نزديك گردانيدم . و حرم و مكّه و عرب همه او را گشاده شد . و مالك ازو موجود آمد ، مالك بدان گفتند كه همه عرب او را اندر فرمان شدند ، و از مالك فهر بيامد و از فهر لوىّ و از لوى غالب و از غالب كعب و از كعب مرّه و از مرّه كلاب و از كلاب قصىّ ، و او را قصىّ بدان نام كرد [ ند ] ، كه همه باطل دور فكند و حقّ نزديك آورد و احكام همه عرب او كردى ، و از قصىّ عبد مناف بيامد و او را شرف بزرگ بود چنانك همه ملوك زمين او را هديه و رسول فرستادند و لواء نزار [ 1 ] و كمان اسماعيل و سقاية - الحاج و مفاتيح اصنام بدست آورد ، و او را پنج پسر بود و نه دختر ، اول پسران هاشم بود و او را هاشم بدان گفتند كه ابتداء ثريد [ 2 ] او كرد و همه جهان را خوان او نهاده بود ، و هاشم آن نور بياورد ، و وصيّت بپذيرفت و همه مادرانشان تا نزديك حضرت رسول عليه السّلم پاكان و حرّتان [ 3 ] عرب بودند و همه عهد پذيرفته بودند و عهد را وفا كرده و كابينهاء گران از هزار دينار هيچ كس كم نبود و بيش بود . واقدى [ 4 ] گويد كه هاشم را ايزد تعالى برگزيد و پاك كرد و ملايكه را آگاه كرد كه من اين بنده را از همه

--> [ 1 ] اصل متن : لوانزاده . [ 2 ] ثريد . آبگوشتى كه نان در آن خرد كنند كه ما تريت و تريد گوئيم ، و اينجا مراد دعوت عمومى است . [ 3 ] حره بالضم مؤنث حر ، و لقب عمومى خواتين و زنان محترمهء قرون تمدن اسلامى بوده و شاهزاده خانمها و دختران و خواهران سلاطين و امرا را به اين لقب ميخوانده‌اند و مؤلف آن را به فارسى جمع بسته است و لقب حره در قرن چهار و پنج بين ملوك ما وراء النهر و غزنين و خراسان شايع بوده و بعد از آن منسوخ شده است . [ 4 ] اصل متن : وافدى .